چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰

جنایت جنگی مصادیق مشخصی دارد، اما چه بسیار آسیب‌هایی که جنگ در زندگی مردم ایجاد کرده و در هیچ دادگاه و کنوانسیونی موردبررسی قرار نمی‌گیرد.

زخم نادیده جنگ بر جامعه

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، جنایت جنگی اصطلاحی حقوقی است که خروجی کنوانسیون‌های ۱۸۹۹- ۱۹۰۷ لاهه و ۱۹۴۹ ژنو به‌حساب می‌آید. جنایت جنگی به مجموعه اقداماتی که منجر به کشته‌شدن و آسیب غیرنظامیان و اسرای جنگی شود، می‌گویند. مفاد این کنوانسیون بیش و پیش از همه بر حقوق افراد غیرنظامی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم تأکید دارد. اما روی دیگر جنگ که در دادگاه‌های بین‌المللی و گفتمان سران حکومت‌ها بررسی نمی‌شود زندگی شخصی مردمی است که قربانیان اصلی جنگ‌ها هستند. مردمی که نقشی در تصمیم‌گیری‌ها برای جنگ ندارند. اگرچه جنایت جنگی مصادیق مشخصی دارد، اما چه بسیار آسیب‌هایی که جنگ در زندگی مردم ایجاد کرده و در هیچ دادگاه و کنوانسیونی موردبررسی قرار نمی‌گیرد. در این گزارش پای صحبت تعدادی از هم‌وطنان در اقصی‌نقاط ایران نشستیم و یک سؤال را مطرح کردیم: جنگ در زندگی شخصی آن‌ها چه اثری برجای گذاشته که تبعاتش تا مدت‌ها باقی‌مانده و از آن به‌عنوان جنایت جنگی زندگی‌شان یاد می‌کنند؟

جنگ روی تاریک دنیای ماست. فضای جنگی آکنده از خشونت و پنهان‌کاری است. قدرتمندان باتکیه‌بر قدرت اقتصادی و سیاسی، هرگونه دخل‌وتصرف در نظام‌های دیگر را محق می‌دانند. بر اساس مفاد کنوانسیون لاهه و ژنو شکنجه، گروگان‌گیری، تجاوز جنسی، غارت، تخریب اموال غیرنظامی، سربازگیری و فراخواندن نوجوانان زیر ۱۵ سال، حمله عامدانه به اهداف غیرنظامی در روستاها، مدارس، بیمارستان، بناهای تاریخی، اهانت نسبت به شان و حرمت افراد، رفتارهای تحقیرآمیز و موهن از سوی دول متخاصم، زیر پا گذاشتن تمایز حقوقی میان اصل تناسب و ضرورت نظامی، ویران‌سازی میراث باستانی و صدمه به محیط‌زیست در زمره جنایات جنگی به‌حساب می‌آید. جنایاتی که در دادگاه‌های بین‌المللی کیفری قابل‌بررسی و اعاده حق است. جنایت‌هایی که به‌صورت ملی و بین‌المللی قابل‌پیگیری و اثبات هستند. اگرچه به گواه تعدادی از فعالان اجتماعی تبیین قوانین جنگ و برشمردن جنایات جنگی مشروعیت‌بخشیدن به جنگ است، اما نمی‌توان نقش ماهیتی معاهدات بین‌المللی در مذمت جنگ را انکار کرد. تعابیر حقوقی جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی خروجی‌های قابل‌دفاع معاهدات بین‌الملل هستند که هریک معانی و مصادیق متفاوتی دارند. در جنگ متجاوزانه‌ای که در فوریه ۲۰۲۶ از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران رخ داد از روز نخست، شاهد جنایت جنگی بودیم. حمله به مدرسه دخترانه میناب با ۱۷۵ شهید (عمدتاً کودکان) که در گزارش «الجزیره» (۲ آوریل ۲۰۲۶) و «فوربس» (۳ آوریل ۲۰۲۶) عمدی و هدفمند توصیف شده، طبق ماده ۸ اساس‌نامه رم، حمله عمدی به اشیا غیرنظامی و اماکن بدون دفاع محسوب می‌شود.

همچنین گزارش سازمان بهداشت جهانی (مارس ۲۰۲۶) حمله به ۲۳۶ مرکز بهداشتی را ثبت کرده که منجر به کشته‌شدن صدها بیمار و کادر درمان شده است. حمله به بیمارستان خانواده ارتش و گاندی در تهران که در آن کادر درمان مجبور به تخلیه نوزادان از ساختمان آسیب‌دیده شدند هم مصداق مستقیم ماده ۸ اساس‌نامه رم (حمله به بیمارستان‌ها) است. اما در ساحت زندگی شخصی جنگ تبعات جبران‌ناپذیری بر آدمیان داشته و خواهد داشت. تبعاتی که در هیچ دادگاه و بیانیه‌ای گنجانده نشده و نمی‌شود و اثراتش تا ابد بر روان دردمند افراد باقی می‌ماند. در گفتگوی «پیام ما» تعدادی از شهروندان شهرهای تهران، عسلویه، همدان، اصفهان، رشت، کرمانشاه و نهاوند از آسیب‌هایی یاد می‌کنند که متعاقب جنگ بر زندگی شخصی آن‌ها به‌عنوان یک فاجعه و جنایت یاد می‌شود.

محرومیت از اینترنت

دسترس به اینترنت جهانی در زمره نیازهای اساسی انسان امروز است. نیازی که هم عرض با غذا و مسکن در قاعده هرم مازلو قرار می‌گیرد. اگرچه دولت، تمامی توانش را بر تأمین ارزاق ضروری شهروندان در طول جنگ گذاشته، اما تابه‌حال امکان دسترسی عمومی به اینترنت جهانی ممکن نیست. قطعی اینترنت برای زندگی شخصی «نگار» به‌مثابه یک جنایت جنگی است. زیرا بخش عمده‌ای از درآمد او بر بستر اینترنت استوار است و با محدودیت دسترسی به اینترنت سایر نیازهای زندگی‌اش مثل خوراک، مسکن و بهداشت نیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. دسترسی‌نداشتن به اینترنت برای زهره از بعد دیگری یک جنایت به‌حساب می‌آید. به گفته او: «احتمال دارد که سال‌ها فعالیت و کنشگری که در بستر فضای مجازی داشتم، به محاق برود. همچنین خطر ازدست‌دادن داده‌های ارزشمندی که در فضای مجازی و ایمیل‌هایم دارم، آسیب ناگوار این جنگ برای من است.»

برای «حسین» هم دسترسی‌نداشتن به اینترنت و پایان مهلت دانشگاه برای پذیرش مقاله‌اش جنایتی جنگی به‌حساب می‌آید. حسین می‌گوید: «چند سال روی مقاله‌ام کار کردم و قرار بود در مرجع معتبری داوری و سپس منتشر شود.»

وقتی زندگی روزمره به محاق میرود

حالا که تجربه دو جنگ و وقایع دی‌ماه را از سر گذرانده‌ایم، بیش‌ازپیش به نقش روتین در ثبات روانی و زندگی فردی رسیده‌ایم. به‌هم‌خوردن روتین، محدود به زندگی شخصی نیست و در کار بانک‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز تعویض پلاک، صدور گواهینامه و دادگاه هم دیده می‌شود. با حضوری کوتاه در مراکز نامبرده می‌توان شاهد استیصال مردم در انجام نشدن اموراتشان شد. برای «شکیبا» به‌عنوان یک پزشک تغییر در روند درمان بیماران و به‌هم‌خوردن روند رسیدگی در مراکز درمانی اتفاق تلخی بود که از آن به‌عنوان روایت شخصی از جنایت جنگی یاد می‌کند. او و خانواده‌اش در تعطیلات نوروز به علت شرایط جنگی و حملاتی که به کرمانشاه شد مجبور به خروج از شهر شدند. بیماری ناگهانی مادرش پای آن‌ها را به بیمارستانی در شهر غریب باز کرد و او به‌عنوان همراه بیمار شاهد به‌هم‌خوردن روتین درمان بیماران بود. به گفته او: «متعاقب شرایط جنگ، اقدامات پاراکلینیک در روزهای محدودی انجام می‌شد، کادر درمان با ظرفیت کمتری در شیفت‌ها حاضر بودند و آزمایشگاه‌های معتبر تعطیل بوده یا روند پاسخ‌دهی‌شان طول می‌کشید. مجموعه این اتفاقات استرس و درد مضاعفی برای ما بود.»

«مریم» ساکن تهران است و پس از شدت‌گرفتن حملات، مجبور به ترک شهر به همراه مادربزرگ ۸۸ ساله‌ای شد که به‌تازگی پایش را عمل کرده بود. چالش‌های این سفر اجباری و استرسی که به مریم در طول جنگ وارد شد اثرات بدی بر او باقی گذاشته است. او می‌گوید: «این‌همه مشکل در کنار تعدیل نیرو و مشکلات اقتصادی مفری برای تنفس باقی نمی‌گذارد. برای جبران خساراتی که به خانه‌ام وارد شده هزینه مضاعف باید پرداخت کنم، از طرفی برای کاستن از آلام جنگ می‌خواستم به درمانگر مراجعه کنم که با هزینه‌ای که داشت منصرف شدم. اگر همه اینها جنایت جنگی نیست پس جنایت چیست؟»

آموزش اولویت جنگ نیست

روایت فاطمه از جنگ و اثری که برایش به‌عنوان جنایت ثبت شد، ازدست‌رفتن تمرکز حین جراحی و مطالعه برای آزمون فوق‌تخصص بود. او  می‌گوید: «مدام فکر می‌کنم ما با هر سختی که بود در حال گذران زندگی‌مان بودیم. اینکه قدرتی از هزار کیلومتر دورتر ناگهان بر سر ما بمب بریزد و بعد هم به‌عنوان مدعی ظاهر شود، تمرکز را از مغز و دستم گرفته و ساعات طولانی درحالی‌که به کتاب چشم می‌دوزم در حال فروخوردن خشم و اندوهم هستم.»

صبا که سال ۱۴۰۴ در دوره تخصص داخلی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شده بود روایت متفاوتی از جنگ و اثراتش بر زندگی حرفه‌ای‌اش دارد: «دوره رزیدنتی که می‌توانست به کسب علم و مهارت در حوزه تخصصیم منجر شود، با محور آماده‌باش برای جنگ و درمان مجروحان دی‌ماه گذشت. درحالی‌که می‌شد با مورنینگ‌های علمی و سمینارهای تخصصی همراه باشد.»

مصطفی تکنسین شاغل در پالایشگاهی در عسلویه است. او که شاهد حملات آمریکا و اسرائیل به پالایشگاه‌های مبین، جم و دماوند بوده، بیکاری صنعتگران این حوزه را جنایتی جنگی عنوان می‌کند. جنایتی که تبعاتش تا سال‌ها گریبان کارگر و خانواده‌اش را رها نمی‌کند. مادربزرگ تنهایی که با دو گربه‌اش در روزهای جنگ در گیشا زندگی می‌کرد نیز یکی از گفتگوکننده‌های این گزارش است. برای او که تنها مونسش دو گربه بود مرگ یکی از گربه‌ها در اثر ترس ناشی از انفجار اتفاق دردناکی بود.

ناتوانی در ایفای نقش والد

مهرزاد مادر دو فرزند است. برای یک مادر خاصه از نوع ایرانی‌اش، جهان در فرزندان و کیفیت زیستشان خلاصه می‌شود. برای او کیفیت ازدست‌رفته زندگی فرزندانش جنایت جنگی است. چرا که معتقد است: «بیش از سه ماه است که فرزندان من از داشتن شادی ساده کودکانه و حتی یک دورهمی با دوستانشان محروم شده‌اند. این روزهایی که بر آن‌ها می‌گذرد روزهای بی‌تکرار و شخصیت‌ساز کودکی‌شان است.»

فرزاد هم پدری است که نظر متفاوتی از ناتوانی در قبال وظیفه پدری‌اش دارد. او معتقد است: «برای یک آدم غیرنظامی و شهروند معمولی که هیچ نقشی در انتخاب وضعیت پیش‌آمده ندارد، ناتوانی در تأمین امنیت خانواده زیر بمباران بسیار سخت است؛ فروریختن ستون‌های درون یک انسان کمتر از فروریختن خانه‌های یک شهر جنایت نیست.»

ارتباطات فراموش شده

برای حمید در همدان، منازعات بی‌پایان بین آشنایان و اقوام با محوریت جنگ منجر به ازدست‌دادن ارتباطات و دوستی‌های قدیمی شده است. اتفاقی که برای محبوبه در تهران هم رخ داده و می‌گوید: «تفرقه و دودستگی که در وقایع دی‌ماه و پس از جنگ ایجاد شد اتفاق جبران‌نشدنی است. سال‌ها دوستی و ارتباط قربانی سیاست‌هایی شد ما هیچ نقشی در آن‌ها نداشتیم.»

و پرشمار روایتی که شاید در مقایسه با چهره مرگ‌آور جنگ نادیده انگاشته شوند؛ اما بخش تیره زندگی ساکنان این جغرافیا هستند. بخشی که جنایت جنگی در بستر زندگی مردم عادی نام دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha